محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 55

آثار عجم ( فارسى )

پرداخت : « . . . تا آن وقت ادارهء عدليه ، در فارس تشكيل نيافته بود . نخست به ترتيب آن پرداخت و از روى انتخاب ، مرا رئيس عدليه ساخت . چندانكه امتناع نمودم ، قبول نشد . متوكّلا على الله . . . مشغول شدم . چون اول كار بود و در انظار ، تازگى مىداشت ، متظلمين بسيار هجوم آورده ، احقاق حق خود را مىخواستند . خداى من گواه بود و بندگانش آگاه كه در رياست من ، از احدى چيزى و از كسى پشيزى به رشوه گرفته نشد . وقتى يكى از متداعيين ، يك صد تومان نوت ( اسكناس ) مخفيانه برايم فرستاد . . . آن را رد نمودم همچنين از امتعه و اشياى ديگرى در اين موارد چشم پوشيدم ؛ در صورتى كه نه داراى مكنت بودم و نه صاحب دولت . . . پس از چندى ، شيخ محمد سيرجانى ، مأمور به رياست عدليهء فارس گرديد و من . . . به كنارى رفتم . . . بعض از علما ، به صدا درآمده كه چون تو اين خدمت را دخيل بوده‌اى و در امور آن كفيل ، مباعدت ترا صلاح نمىدانيم . عدليه چنين حكم كرد . . . به خدمت در عدليه مختار باشى و هفته‌اى دو روز ، بعد معارف را خدمتگزار « 1 » . . . . پس در عدليه ، به رياست كابينه منتخب شدم و هفته‌اى دو روز ، به نحو سابق ، در معارف ، منتصب ؛ و اين ادارهء معارف ، فعلا بلا حقوق مانده و حقوقى براى آن از دولت تعيين نشده بود ، مخارج آن را از جيب خود مىدادم . چندى بدين منوال گذشت . به مصالحى ، از عدليه كناره جسته ، هر روزه به كار معارف مىپرداختم . . . پس از سهام الدوله ، شاهزاده ظفر السلطنه

--> ( 1 ) . ديوان فرصت ، ص 153 - 152 .